تبلیغات
یا مهدی (عج)

امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
 
No Image
وجود خدا از كجاست؟ پیوند ثابت
به طور خلاصه ، هرموجودى كه داراى هستى است یاهستى از خود اوست یاهستى خویش را از دیگرى گرفته است.
موجودى را نمى توانیم پیدا كنیم كه از این دو بیرون باشد. تمام موجودات جهان، جز خدا، چون نبوده و بعداً پدید آمده اند از خود هستى ندارند و از اینرو در هستى خویش نیازمند به یك مبدأ هستى مى باشند.
اما خداوند كه آفریدگار همه است (درست در این جمله دقت فرمایید) هستى او از خود او و عین ذات اوست.
معناى این جمله آن است كه هستى او از جایى سرچشمه نگرفته است زیرا كسى كه هستى خود را از دیگرى گرفته باشد خدا نیست و آن كسیكه هستى را به او بخشیده خداوند خواهد بود.
راستی شده مواقعی كه با مشكلی مواجه میشیم و ضمیر ناخودآگاه ما متوجه موجود واحد و قدرتمندی شده كه فقط و فقط اونو چاره ساز میدونه نه هیچ موجود دیگه ایی رو. اون موجود واحد ، هستی مطلق ومدبر جهان هستی ، خداوند باری تعالاست.( چنین حالتی در همه انسان ها وجود داره چون یك امر كاملا فطریست )

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 18 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
قرآن کریم در مورد سیاه چاله‌ها چه می گوید؟ پیوند ثابت

 

 

 

 

انسان ها عادت داشتند تا زمانی که پیامبران برایشان معجزه نیاورده اند، حرف این فرستادگان خدا را رد کنند. بعضی ها حرف آن ها را قبول می کردند و بعضی هم بر سرسختی خود می افزودند. اکنون بعد از وفات پیامبران، باز هم مردم نیاز دارند بدانند آیا خدا وجود دارد؟، داروینیسم و نظریه تکامل به کفر ورزی انسان ها و سکولاریزم کمک کرد به طوری که این نظریه انسان ها را تا تاریکی های عصر حجر برد. به خاطر تحریف دین مسیحیت و دین یهودیت، پیروان این ادیان در اثر این نظریه دچار تزلزل و دودلی شدند.

اسلام، آخرین دین آسمانی اکنون در مقابل این نظریات کفر آمیز ایستاده است. بیشتر یافته های علمی که دانشمندان به آن می بالند در قرآن ذکر شده است ( قابل توجه که ما مسلمانان اعتقاد داریم تمامی علوم در قرآن است و منظور نویسنده در این جا آن است که علوم کشف شده را ما با قرآن توانسته ایم تطبیق دهیم. مترجم) که ۱۴۰۰سال پیش نازل شده است.

خداوند در قرآن فرموده اند:

یکی از معجزات علمی که در قرآن آمده است، در مورد سیاه چاله ها می باشد.

خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند.

این مشخصات عبارتند از:

1-آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند.

2-آن ها پنهان هستند.

3-آن ها ستارگانی جارو کننده هستند.

اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم.

خداوند در قرآن فرموده اند:

{ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ*الْجَوَارِ الْکُنَّس* وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ}[التکویر:15-19]

به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل).

به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.

خداوند در قرآن می فرمایند:

{وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ}[القصص:88]

با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید.

 

در طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.

انواع سیاه چاله ها کدامند؟

دانشمندان سه نوع سیاه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ.

1-نوع کوچک یا کم جرم یا نوع اختری یا کهکشانی

این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوندکه جرمشان ۱۰۰برابر جرم خورشید ما است.

وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود، پوسته خارجی خود را پرتاب می کند و هسته خود را که هنوز ۱۵برابر خوررشید ما است را نگه می دارد.

دانشمندان عقیده دارند که کهکشان راه شیری ما دارای ده ها هزار از این سیاه چاله ها است بنابراین به آن سیاه چاله کهکشانی می گویند.

2-سیاه چاله های متوسط.

3-سیاه چاله های بسیار سنگین.

 

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 11 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
بازرسان قبر پیوند ثابت
بازرسان قبر  

 

« پرسش قبر » از مهم‏ترین موضوعات این مبحث است که در بسیارى از روایات این باب، از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نکته بس که انکار کننده آن، شیعه اهل بیت (علیهم السّلام) نیست.
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ما نیست:
? – معراج ، ? - پرسش قبر ، ? – شفاعت ». (?)
از روایات استفاده مى‏شود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر انجام مى‏دهند:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر مى‏فرستد». (?)
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونه‏اى بلند است که از پشتشان آویزان و) به روى زمین کشیده مى‏شود؛ دندانهایشان (به گونه‏اى تیز است که وقتى آنها) را در زمین فرو کنند، گودالى پدیدار شود». (?)
امام کاظم(علیه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مى‏کند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند». (?)
حال این سؤال به ذهن مى‏رسد که آیا سیماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیکان و بدان یکسان است یا تفاوت دارد؟
براى پاسخ به این سؤال، به نکاتى چند اشاره مى‏شود:
الف - بازرسان قبر با این سیماى وحشتناک و هراسنده، فقط به سراغ بدکاران مى‏آیند و این دیدار نامیمون سزاى کمى از گناهان بزرگ آنهاست.
ب - سیماى بازرسان قبر نسبت به نیکوکاران بسیار زیبا و برخورد آنها همراه با مهربانى و محبت است.
ج - در برخى اخبار و ادعیه نیز بین بازرسان قبر، تفاوت گذاشته شده است؛ نسبت به بدکاران «نکیر و منکر» و نسبت به نیکوکاران «بشیر و مبشر» نامیده شده‏اند. (?)
«نکیر و منکر» را بدین سبب نام نهاده‏اند که از منکران خدا، پیامبر، امام و... همچنین از انجام دهندگان منکرات و زشتى‏ها سؤال مى‏کنند.
«بشیر و مبشر» را از این رو که بشارت دهنده و مژده آور براى اهل ایمان و نیکوکاران هستند، بدین اسم نام نهاده‏اند.
شایان ذکر است که گاهى از فرشتگان بشارت نیز، تعبیر به «نکیر و منکر» مى‏شود.


آزمونى سخت

در برزخ از مسائل کلى(اعمال و عقاید) پرسیده مى‏شود و رسیدگى به مسائل دیگر، به قیامت واگذار مى‏گردد:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «از خدا، پیامبر، دین و امام پرسیده مى‏شود». (?)
امام سجاد(علیه السّلام) فرمود: «دریغا! اى فرزند آدم! غافلى؛ اما خدایت از تو غافل نیست. مرگ، شتابان سراغت مى‏آید؛ تو را در مى‏یابد؛ آنگاه تک و تنها به خانه قبر خواهى رفت و فرشتگان پرسش براى آزمونى سخت، نزدت مى‏آیند و درباره پروردگار، پیامبر، دین، کتاب و امام از تو مى‏پرسند. سپس از شمار عمر و چگونگى گذراندن آن و بعد، از به‏دست آوردن مال و چگونگى صرف آن خواهند پرسید». (?)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «در قبر از پنج چیز(دیگر، نیز) پرسیده مى‏شود:
?-نماز، ?-زکات، ?-حج، ?-روزه، ?-دوستى اهل بیت(ع)». (?)
بنابراین، مهم‏ترین سؤالات قبر -تا آنجا که ما یافتیم- به شرح زیر است:
? - معبودت که او را پرستش مى‏کردى، چه کسى بود؟
? - پیامبرت که بود؟
? - کتابش چه نام داشت؟
? - امامى که فرمانش را مى‏بردى، چه کسى بود؟
? - شمار عمرت چند است و آن را چگونه صرف کردى؟
? - مالت را از کجا آورده و در چه راهى صرف نمودى؟
? - آیا نمازت را بدرستى انجام دادى؟
? - زکات و خمس مالت را پرداختى؟
? - از عهده حج واجبت به نیکى برآمدى؟
?? - روزه‏هاى واجبت را به جا آوردى؟
?? - آیا نسبت به اهل‏بیت(ع) محبت داشتى؟
غیر از موارد یاد شده، در روایتى آمده است: از دوستان شخص نیز سؤال مى‏کنند و چنین پرسند: با که دوست بودى؟ (?)
پاسخ به سؤالات بازرسان قبر، ارتباط مستقیم با اعمال و عقاید افراد دارد. آنان که در این جهان به نیکى از عهده این آزمون برآیند، با موفقیت این راه را پشت سر مى‏گذارند؛ اما کسانى که در دنیا با کوله‏بارى از گناه، راهى آن سرا شوند، در برابر آزمونى بسیار سخت قرار دارند. وقتى در آن خانه تنگ و تاریک قرار گیرند و با دو موجود وحشت آفرین وهولناک روبه‏رو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چیره گردد که تصورش را نتوان کرد.
به برخى از اشخاص در هنگام پاسخ، لکنت زبان دست مى‏دهد.

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | جمعه 9 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
آخر الزمان چیست؟ پیوند ثابت
آخر الزمان چیست؟  

آخِرُالزَّمان، اصطلاحی که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می شود و در ادیان ابراهیمی اهمیت و برجستگی ویژه ای دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند.


و امّا آخرالزمان در آیین اسلام؛

در قرآن مجید گفتار صریحی درباره آخرالزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مؤلفه های مسلمانان به چشم می خورد.
این اصطلاح، در کتاب های حدیث و تفسیر در دو معنی به کار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان که بنا بر عقیده مسلمانان، دوران نبوت پیامبراسلام است و از آغاز نبوت پیامبر تا وقوع قیامت را شامل می شود. دوم، فقط آخرین بخش از دوران یاد شده که در آن مهدی موعود ظهور می کند و تحولات عظیمی در عالم واقع می شود. انصاف حضرت محمد (ص) به پیامبر آخرالزمان در میان مسلمانان، با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست اینکه پیامبر اسلام، خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل کامل بودن، تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است که به قیامت می پیوندد؛ دیگر اینکه در نخستین سده های اسلام، حداقل تصور عده ای از مسلمان چنین بود که قیام قیامت نزدیک است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده که به قیامت متصل است.
در فرهنگ عامه مسلمانان خاصه شیعه، اصطلاح آخرالزمان حکایت از عصری می کند که مهدی موعود در آن ظهور می کند و تحولات ویژ ه ای در جهان رخ می دهد. در روایت های مسلمانان، برای این عصر مشخصه های ویژه ای (به نام نشانه های آخرالزمان) نقل شده است.
از مجموع روایت هایی که در کتاب های حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود نقل شده است، دو مطلب درباره ویژگی های آخرالزمان ـ به معنی عصر مهدی موعود ـ به صورت تواتر معنوی به دست می آید. اول اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشری را فرامی گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسان ها درمی آید. دیگر اینکه پس از ظهور مهدی، تحول عظیمی در جوامع رخ می دهد، فساد و ستم از میان می رود و توحید و عدل و رشد کامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسان ها جریان می یابد. معروف ترین حدیث که با عبارت های گوناگون نقل شده است، نشانه اصلی دوران حکومت مهدی در آخرالزمان را، بال گستردن داد بر سراسر جهان یاد می کند: خداوند جهان را که از بیداد و تباهی آکنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می سازد (ابن ماجه، ج 2 ، ص 1336؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 266). برخی، مجموعه مشخصه ها و نشانه های آخرالزمان را که مربوط به عصر مهدی موعود می شود و در حدیث ها پیشگویی شده است، چنین تفسیر کرده اند: پیروزی نهایی صلاح و عدالت و آزادی، حکومت جهانی واحد، آبادانی تمام زمین، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و آزادی از جبرهای طبیعی و اجتماعی، برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر ثروت، از میان رفتن کامل مفاسد اخلاقی، منتفی شدن جنگ و در نهایت ، سازگاری انسان و طبیعت (مطهری، 60).
در نظر عده ای از مفسران متأخر مسلمان، افزون بر روایات هایی که از آن سخن گفته شد، در قرآن آیه هایی هست که به آینده جوامع انسانی نظر دارد و دربارة حکومت توحید و عدل در آینده زندگی انسان مطالبی بیان می کند. اینان معتقدند که آیه های مربوط به جانشینی انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل با وجود جولان همیشگی باطل، آیه هایی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیش گویی می کنند و مستقیماً به مسئله آخرالزمان مربوط می شوند. محمدرشید رضا (9/80)، محمدحسین طباطبایی (14/330) و سید قطب (5/3001،3002) به ترتیب در ذیل آیات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سورة 21 (انبیاء) و 171 و 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، این عقیده را توضیح داده اند.
اینان، آیه ها و روایت های مربوط به تحولات آخرالزمان را بیان کننده نوعی فلسفه تاریخ می دانند. این مفسران که از روحیه خاص عصر ما، یعنی جست وجوی نوعی فلسفه برای تاریخ انسان متأثرند، در صدد کشف فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام برآمده اند و آن را در این آیه ها و امثال آن یافته اند. در نظر اینان، تحولات آخرالزمان که در روایت بیان شده است، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده ای امری است محتوم و مسلمانان باید انتظار آن را بکشند.

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | جمعه 9 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
خلاصه زندگی نامه حضرت علی (ع) پیوند ثابت

بسمه تعالی

حضرت علی(ع) فرزند ابوطالب ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطی که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود یعنی پیامبر منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پیغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و باز در مجلسی که پیغمبر اکرم (ص) خویشاوندان نزدیک خود را جمع و به دین خود دعوت نموده فرمود:

((نخستین کسی که از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصیه و وزیر من خواهد بود , تنها کسی که از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی (ع) بود و پیغمبر اکرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود و از این روی علی (ع) نخستین کسی است در اسلام که ایمان آورد و نخستین کسی که هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید)).

  علی (ع) پیوسته ملازم پیغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند , علی (ع) در بستر پیغمبر اکرم (ص) خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمده رهسپار مدینه گردید و پس از آن حضرت مطابق وصیتی که کرده بود , امانتهای مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پیغمبر را با دو زن دیگر برداشته به مدینه حرکت نمود.

در مدینه نیز ملازم پیغمبر اکرم (ص) بود و آن حضرت در هیچ خلوت و جلوتی علی را کنار نزد و یگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وی تزویج نمود و در موقعی که میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد.

علی در همه جنگها که پیغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که آن حضرت او را در مدینه به جای خود نشانیده بود و در هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری مخالفت پیامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود:

((هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شود)).

علی (ع) در روز رحلت پیامبر اکرم 33 سال داشت و با اینکه در همه فضایل دینی سرآمد و در میان اصحاب پیغمبر ممتاز بود به عنوان اینکه او جوان است و مردم به واسطه خون  های که در جنگها پیشاپیش پیامبر اکرم (ص) ریخته با وی دشمنند از خلافت کنارش زدند و به این ترتیب دست آن حضرت از شئونات عمومی به کلی قطع شد وی نیز گوشه خانه را گرفته به تربیت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خلیفه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بود گذرانیده و پس از کشته شدن خلیفه سوم مردم با آن حضرت بیعت نموده و به خلافت برگزیدند.

آن حضرت در خلافت خود که تقریبا 4 سال و 9 ماه طول کشید سیرت پیامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته این اصلاحات به ضرر برخی از سودجویان تمام می شد و از این رود عده ای از صحابه که پیشاپیش آنها عایشه , طلحه ,  زبیر و معاویه بودند خون خلیفه سوم را دستاویز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بنای شورش و آشوب گری گذاشتند.

آن حضرت برای خوابانیدن فتنه جنگی با عایشه و طلحه و زبیر در نزدیکی بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگی با معاویه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفین معروف است و یک سال و نیم ادامه داشت و نیز جنگی با خوارج در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به این ترتیب در ایام خلافت خود بیشتر مساعی آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلی بود و پس از گذشت زمان کوتاه سحر روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم ملعون که از خوارج بود ضربتی خورده و در شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسید.

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | جمعه 9 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
فواید دعا برای فرج پیوند ثابت

 

1-مایه ناراحتی شیطان لعین است.

2-مایه استجابت دعا می شود.

3-باعث نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.

4-باعث آمرزش گناهان است

5-شفاعت آن حضرت در روز قیامت شامل حال او می شود.

6-نشانه انتظار است.

7-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(عج) زودتر واقع می شود.

8-باعث طولانی شدن عمر است.

9-هنگام مرگ به او مژده می رسد وبا او به نرمی رفتار می شود.

10-باعث زیاد شدناشراف نور امام(ع) در دل او می شود.

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
چرا نماز می خوانیم ، در حالی که خداوند به ستایش ما نیاز ندارد پیوند ثابت
‏خداوند به عبادت ما و هیچ موجود دیگر نیاز ندارد ، زیرا « فان الله غنی عن العالمین» (1) خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است . این بندگان هستند که به خداوند نیاز دارند . «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» (2)ای انسان ها شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است. بنابراین عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. پرستش و ستایش علاوه بر پر کردن خلأ تنهائی وجود انسان ، وبر آورده شدن نیاز انسان و بجا آوردن مراتب سپاس و شکر گزاری ، موجب تکامل انسانی و رسیدن به مقام قرب الهی می شود و هیچ چیزی نمی تواندجای آن را پرکند.
دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.
اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟
هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(3)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛(4) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا می‌داند (الصلوه قربان کل تقیّ).(5) نماز موجب تقرب هر انسان پرهیزکاری است.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»(6)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست.
.

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
آیا امام زمان با خشونت حكومت می كند؟ پیوند ثابت

«با برخى از دوستان كه صحبت مى‏كنم تصور خوبى از ظهور امام مهدى(ع) ندارند و مى‏گویند كه ظهور ایشان همراه با قتل و خشونت و خونریزیهاى فراوان است، آیا واقعا همینطور است؟»

شاید این سوال شما هم باشد! پس خوب است که این چند بند را بخوانید:


1. امام مهدى(ع) شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص)
در روایات متعددى براین موضوع تأكید شده است كه امام مهدى(ع) شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص) چه از نظر چهره و شمایل ظاهرى و چه از نظر خلق و خو و رفتار است. از جمله در روایتى كه از پیامبر اكرم(ص) نقل شده مى‏خوانیم:

نهمین نفر از ایشان (فرزندان امام حسین(ع)) قائم (برپا دارنده) اهل بیت من و مهدى است. او شبیه‏ترین مردم به من در شمائل، گفتار و رفتار است...

در روایت دیگرى وقتى راوى از امام محمدباقر(ع) مى‏پرسد: «وقتى قائم به‏پا خیزد چگونه با مردم رفتار مى‏كند؟» آن حضرت پاسخ مى‏دهند:

آن گونه كه رسول خدا كه درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد رفتار مى‏كردند تا زمانى اسلام آشكار و فراگیر شود.

دوباره راوى مى‏پرسد: «سیره رسول خدا(ص) چگونه بود؟» و امام پاسخ مى‏دهند:

آنچه مربوط به جاهلیت بود نابود ساخت و با عدالت به مردم روى نمود... .

و امام حسن عسكرى(ع) نیز فرزند خود را شبیه‏ترین مردم به رسول خدا معرفى مى‏كنند:

خدا را سپاس مى‏گویم كه مرا از دنیا نبرد تا این‏كه جانشینم را به من نشان داد. او شبیه‏ترین مردم به رسول خدا كه درود خدا بر او و خاندانش باد است...

همه ما مى‏دانیم كه رسول خدا(ص) چنان مهربان و رئوف بودند كه حتى حاضر نشدند دشمنان خود را نفرین كنند. این ویژگى رسول خدا(ص) در قرآن كریم نیز مورد ستایش قرار گرفته و خداوند مى‏فرماید: به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اینچنین خوشخوى و مهربان هستى، اگر تندخو و سخت‏دل مى‏بودى از گرد تو پراكنده مى‏شدند.


و در جاى دیگر نیز مى‏فرماید: هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج مى‏دهد بر او گران مى‏آید. سخت به شما دل‏بسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.

بنابراین، نسبت دادن خشونت و سنگدلى به فردى كه شبیه‏ترین مردم به پیامبر خاتم، حضرت رحمة‏للعالمین(ص) است، هرگز شایسته نیست.

هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج مى‏دهد بر او گران مى‏آید. سخت به شما دل‏بسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
فواید صلوات پیوند ثابت

1)فواید دنیوی صلوات

فایده اول:در اصول کافی است که، رسول خدا(ص) فرموده‌اند در مقابل صد صلوات حق تعالی صد حاجت را برآورده می‌نماید.1

فایده دوم:با صدای بلند صلوات فرستادن نفاق را برطرف می‌سازد.2

فایده سوم:صلوات فرستادن موجب پاکیزه شدن عمل‌هاست.

فایده چهارم:هر کس یک بفرستد حق تعالی در عافیت را بر روی او می‌گشاید.

فایده پنجم:صلوات فرستادن فقر را برطرف می‌کند.

فایده ششم:هر گاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند صلوات موجب می‌شود که به خاطر آید.3

فایده هفتم:صلوات،دشمن دیرین و همیشه در کمین انسان یعنی ابلیس لعین را ذلیل و خوار می‌کند.

خلاصه اینکه صلوات آتش جهنّم را خاموش می کند.آری وقتی که آتش هوی و هوس و آتش سوزان نفس سرکش به واسطه صلوات بر محمّد و آل محمّد خاموش شد و ظلمات نفس به نور صلوات محو و نابود گردید آن وقت است که انسان از آتش جهنم رهائی یافته و به حریم امن الهی داخل و «لیخرجکم من الظلمات الی النور» را شامل خواهد شد و غایت امر در سایه رحمت خاصّ الهی مأوا کند «و کان بالمؤمنین رحیماً».«طوبی لهم و حسن مأب؛خوشا به حال آنان و حسن عاقبت‌شان».

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
فلسفه غیبت امام زمان (عج) چیست؟ پیوند ثابت

یکی از سؤالاتی که در طول تاریخ عصر غیبت مطرح بوده و هست این است که چرا امام زمان غایب شد، و چرا ما با آن حضرت ارتباط نداریم؟

پاسخ: سؤاال مورد نظر را با بیان مقدماتی که خود آن ها ما را به نتیجه ی قطعی می رساند جواب خواهیم داد:

1. خداوند متعال در قرآن کریمش و نیز پیامبر اسلام خبر از پیروزی و غلبه ی دین اسلام بر جمیع ادیان در پایان تاریخ بشریّت داده است.

خداوند می فرماید: «هُوَ الَّذِی أَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دِینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ «اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلّط و برتری دهد، گر چه مشرکان کراهت داشته باشند.»



2. مصالح بندگان با اختلاف حالات آن ها متغیّر می شود. خداوند متعال امر تدبیر بندگان و مصلحت آن ها را بر عهده گرفته است. عقلشان را کامل کرده و آن ها را به انجام اعمال صالح وادار نموده است تا از این طریق به سعادت برسند. حال اگر مردم به دستورهای خداوند تمسک کرده و انجام وظیفه کنند، بر خداوند است که آن ها را یاری کند و با اضافه کردن عنایت هایش بر بندگان، راه را بر آن ها تسهیل و هموار نماید، ولی در صورتی که مخالف دستورهایش عمل کنند و مرتکب نافرمانی شوند، مصلحت بندگان تغییر می کند، و در نتیجه، موقعیّت و وضعیّت نیز تغییر خواهد کرد، خداوند توفیق را از آنان سلب خواهد نمود، و در این هنگام مستحقّ ملامت و سرزنش می شوند.

خداوند متعال امامان را یکی پس از دیگری به سوی مردم فرستاد ولی هنگامی که آنان را نافرمانی کرده و به طور وسیع خونشان را ریختند، قضیه برعکس شد و مصلحت بر این تعلق گرفت که امام مردم، غایب و مستور گردد.

3. بی شک هر کار اجتماعی – بزرگ یا کوچک- احتیاج به آماده شدن شرایط مناسب دارد. لذا باید برای قیامی جهانی و فراگیر آمادگی خاصی صورت گیرد.

4. بی تردید، دین غالب در عصر ظهور، احتیاج به رهبر و امامی غالب دارد که دارای شرایطی از قبیل: قدرت فوق العاده، علم جامع و عصمت باشد.

5. مطابق روایات متواتر بین شیعه و سنّی پیامبر امامان بعد از خود تا روز قیامت را دوازده نفر بر شمرده است که بعد از او پیاپی خواهند آمد.

6. از مجموعه ی روایات و ادله عقلی استفاده می شود که بقای امام معصوم و حجّت خدا بر روی زمین تا روز قیامت امری ضروری است.

مرحوم کلینی به سند صحیح از ابی حمزه نقل می کند که از امام صادق سؤال کردم: آیا زمین بدون امام باقی می ماند؟ حضرت فرمود: « لو بقیت الأرض بغیر إمام لساخت»؛ «اگر زمین بدون امام باقی بماند، دگرگون خواهد شد.»

7. یکی از اسباب گوشه نشین شدن انبیا و رسل، خوف از قتل به جهت حفظ جان و به امید نشر شرایعشان بوده است. امام مهدی نیز با نبود اسباب عادی برای نصرت و یاری اش و خوف از کشته شدن، به امر خداوند مأمور به غیبت و دوری از مردم شدند.

امام صادق به زراره فرمود:« للقآئم غیبة قبل قیامه. قلت: ولِمَ؟ قال: یخاف علی نفسه الذبح»؛ « برای قائم غیبتی است قبل از قیامش. زراره می گوید: به حضرت عرض کردم: به چه جهت؟ فرمود: زیرا از قتل بر خود می ترسد.»

8. یکی از اسباب و عوامل غیبت امام زمان که در روایات به آن اشاره شده، بیعت نکردن آن حضرت با حاکمان عصر خود است.

شیخ صدوق به سندش از امام صادق نقل می کند که فرمود: « یقوم القآئم و لیس لأحد فی عنقه بیعة»؛ «قائم قیام خواهد کرد در حالی که بیعت کسی بر گردن او نخواهد بود.»

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
به زبان آوردن « بسم الله » در شروع هر كاری چه فایده ای دارد؟ پیوند ثابت
۱ـبسم الله نشانگر رنگ و صبغه ی الهی و بیانگر جهت گیری توحیدی ماست
امام رضا علیه السلام می فرماید:بسم الله یعنی نشان بندگی خدا را بر خود می نهم
(تفسیر نور الثقلین.)
۲ـ بسم الله رمز توحید است و ذکر نام دیگران به جای ان رمز کفر ،و قرین کردن نام خدا با نام دیگران
،نشانه شرک .نه در کنار نام خدا ،نام دیگری راببریم ونه به جای نام او (نه فقط ات او،بلکه نام او نیز
از هر شریکی منزه است!سبح اسم ربک الا علی حتی شروع کردن کار به نام خدا و محمد صلی
الله علیه و اله ممنوع است اثبات الهداه ، ج ۷،ص۴۸۲ )
۳ـبسم الله رمز بقا و دوام است زیرا هر جه رنگ خدایی نداشته باشد فانی است(کل شی ء هالک
الا وجهه قصص، ۸۸)
۴ـبسم الله رمز عشق به خدا و توکل به اوست به کسی که رحمن و رحیم است عشق
می ورزیم و کارمان را با ت.کل به او اغاز می کنیم ،که بردن نام او سبب جلب رحمت است
۵ ـ بسم الله رمز خروج از تکبر و اظهار عجز به درگاه الهی است
۶ـبسم الله گام اول در مسیر بندگی وعبودیت است
۷ـبسم الله مایه فرار از شیطان است کسی که خدا را همراه داشت ، شیطان در او موثر نمی افتد
۸ ـ بسم الله عامل قداست یافتن کارها و بیمه کردن ان هاست
۹ـ بسم الله ذکر خداست ،یعنی خدایا من تو را فراموش نکرده ام
۱۰ـبسم الله انگیزه ماست ، یعنی خدایا هدفم تو هستی نه مردم،نه طاغوت ها و نه جلوه ها و نه
هوس ها
۱۱ـ امام رضا علیه السلام فرمود: بسم الله به اسم اعظم الهی ،از سیاهی چشم به سفیدی ان
نزدیک است ( تفسیر راهنما)
-- بسم الله الرحمن الرحیم در اغاز سوره ،رمز ان است که مطالب سوره از مبدا حق و مظهر رحمت
نازل شده است
-- بسم الله الرحمن الرحیم در اغاز کتاب ،یعنی هدایت تنها بااستعانت از اومحقق می شود.
شاید معنای اینکه می گویند: تمام قران در سوره حمد ،و تمام سوره حمد در بسم الله ، و تمام
بسم الله در حرف باء خلاصه می شود ، این باشد که افرینش هستی و هدایت ان ، همه با
استمداد از اوست
چنانکه رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نیز با نام او اغاز گردید ( اقر باسم ربک)
-- بسم الله کلامی که سخن خدا با مردم و سخن مردم با خدا با ان شروع می شود
-- رحمت الهی همچون ذات او ابدی و همیشگی است الله الرحمن الرحیم
-- بیان رحمت الهی در قالب های گوناگون ، نشانه اصرار بر رحمت است .(هم قالب رحمن ، هم
قالب رحیم ) الرحمن الرحیم
-- شاید اوردن کلمه رحمن و رحیم در اغاز کتاب ،نشانه این باشد که قران جلوه ای از رحمت الهی
است، همانگونه که اصل افرینش و بعثت جلوه لطف و رحمت اوست

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
سخنانی از امام علی (ع) پیوند ثابت

روش زندگی با مردم

و درود خدا بر او، فرمود: با مردم آنگونه معاشرت كنید، كه اگر مردید بر شما اشك ریزند، و اگر زنده ماندید، با اشتیاق سوی شما آیند. (حكمت 10)

روش برخورد با دشمن

و درود خدا بر او، فرمود: اگر بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن او را شكرانة پیروزی قرار ده. (حكمت 11)

روش استفادة از نعمت ها

و درود خدا بر او، فرمود: چون نشانه های نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسی نعمت ها را از خود دور نسازید. (حكمت 13)

ارزش ها و آداب معاشرت با مردم

به فرزندش امام حسن فرمود: پسرم ! چهار چیز از من یاد گیر (در خوبی ها)، و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل می كنی زیان نبینی:

 الف- خوبی ها

1- همانا ارزشمند ترین بی نیازی عقل است، 2- و بزرگ ترین فقر بی خردی است، 3- و ترسناك ترین تنهایی خود پسندی است، 4- و گرامی ترین ارزش خانوادگی، اخلاق نیكوست.

ب- هشدارها

1- پسرم ! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا كه می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می كند.

2- از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را كه سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.

3- و از دوستی با بدكار بپرهیز، كه با اندك بهایی تو را می فروشد.

4- و از دوستی با دروغگو بپرهیز، كه او به سراب ماند، دور را به تو نزدیك، و نزدیك را دور می نمایاند.

(حكمت 38)

جایگاه واجبات و مستحبات

و درود خدا بر او، فرمود: عمل مستحب انسان را به خدا نزدیك نمی گرداند اگر به واجب زیان رساند.

(حكمت 39)

 

ارزش آخرت گرایی

و درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال كسی كه به یاد معاد باشد، برای حسابرسی قیامت كار كند، با قناعت زندگی كند، و از خدا راضی باشد. (حكمت 44)

ارزش های اخلاقی

و درود خدا بر او، فرمود: هیچ ثروتی چون عقل، و هیچ فقری چون نادانی نیست. هیچ ارثی چون ادب، و هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست. (حكمت 54)

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
موارد جواز غیبت كردن پیوند ثابت

1- داود بن سرحان گوید : از امام صادق علیه السلام پرسیدم غیبت چیست ؟فرمود: غیبت عبارت است از گفتن چیزی در مورد امور دینی برادرت كه وی انجام داده و انتشار چیزی بر علیه او كه خداوند آن را برایش مخفی نگه داشته و حدّی اقامه نكرده است .     2- عبد الرحمان بن سیابه گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه می فرمود : غیبت آن است كه درباره برادرت چیزی بگویی كه خداوند بر او پوشانده است ، اما گفتن امور ظاهری مانند تند خویی ، شتابزدگی و مانند آنها ، غیبت نیست ، ولی گفتن چیزی را كه در او نیست بهتان و افترا است .     3-یحیی اَزرق گوید : امام موسی كاظم علیه السلام به من فرمود : هر كه پشت سر مردی چیزی را كه در اوست ومردم هم می دانند بگوید از او غیبت نكرده است ، و اگر صفاتی را ذكر كند كه در اوست ولی مردم نمی دانند از او غیبت كرده و اگر صفاتی را كه در او نیست بگوید به او بهتان زده است .     4- امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه فاسق فسق خود را آشكارا كند ، در بین مردم آبرو ندارد ، و غیبتش جایز است .     5- امام صادق علیه السلام از پدرش نقل می كند كه آن حضرت فرمود: سه شخص بین مردم آبرو ندارند :
 1- بدعت گذار
 2- رهبر ستمگر
 3- فاسقی كه آشكارا فسق نماید .
    6- امام صادق علیه السلام در مورد آیه« لا یحّب الله الجهر بالسوء من القول الّا من ظلم» خداوند دوست نمی دارد بلند كردن صدا به بدی را مگر در مورد كسی كه مورد ستم واقع شده باشد ، فرمود: هر كه گروهی را به مهمانی دعوت كند ولی از آنها خوب پذیرایی نكند جزء ستمگران است ، و آنچه مهمانان از بدی پذیرایی او بازگو كنند ، گناهی ندارد .     7- در تفسیر مجمع البیان در تفسیر آیه « لا یحّب الله الجهر بالسوء من القول الّا من ظلم» امام صادق علیه السلام فرمود: چون بر كسی مهمان وارد شود .او از مهمان خوب پذیرایی نكند برای همان اشكال ندارد پذیرایی بد میزبان را بازگو كند ، ( یعنی غیبت محسوب نمی شود

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
تصاویر مذهبی پیوند ثابت
 

مذهبی و دیدنی , iropic.com

deborah.mihanblog.com

 
 
 

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
عالم بررخ پیوند ثابت
 

«مؤمن بین دو منزل خوف و رجاء

عمر بن یزید می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: از شما شنیدم كه می فرمودید: همه شیعیان ما در بهشت خواهند بود! فرمود: آری به خدا قسم همه در بهشت اند گفتم: فدایت شوم، گناهان، بزرگ و بسیارند، فرمود: اما در قیامت همه شما به شفاعت پیامبر فرمان برده شده یا وصی پیامبر، در بهشت خواهید بود ولی به خدا قسم، من بر شما از برزخ نگرانم! گفتم: برزخ چیست؟ فرمود: قبر است، از هنگامی كه می میرید تا روز قیامت، عالم برزخ است.

البته طبق دستور خود ائمه علیهم السلام انسانهای مؤمن باید بین دو منزل خوف و رجاء بسر ببرند.هم امیدوار به شفاعت و كمك آن بزرگواران به اذن الله، باشند و این باعث غرور مؤمنین نباید بشود. و از طرفی هم ترس و خوف از فشارهای قبر و حساب عالم قیامت و عذابهای دردناك آن داشته باشند، لذا دائماً باید در حالت خوف و امیدواری بسر ببرند.

«نراقی برای تهیه افطاری در نجف، سر از بهشت برزخی در می آورد.»

داستانی زیبایی از مرحوم آیت الله محمد نراقی رحمت الله نقل می كنند، او كه در علوم عقلیه و نقلیه سرآمد بود و در اخلاق و عرفان، استاد زبردست و در فقه و اصول و فلسفه و حتی علم ریاضی، زبانزد خاص و عام بود. این بزرگمرد عالم تشیع، كه در نجف در جوار عتبات عالیات و بارگاه ملكوتی علی بن ابی طالب علیه السلام، مشغول تعلیم و تعلم بود، در یك روز از ماه مبارك رمضان، همسرش از او در خواست می كند كه به بازار نجف برای خرید مواد غذایی برای تهیه افطاری بیرون برود،وی از منزل خارج می شود و پیش خود، تصمیم می گیرد كه تا غروب آفتاب ساعتی باقی مانده، به قبرستان وادی السلام برای زیارت اهل قبور برود. هنوز آفتاب غروب نكرده بود كه ایشان وارد قبرستان وادی السلام نجف شد و گوشه ای را انتخاب كرد و در آنجا كنار قبور مؤمنین نشست. چند دقیقه ای نگذشت كه از دور دید، تشییع جنازه ای است و عده قلیلی وارد قبرستان شدند و قبری را آماده كردند و جنازه میت را داخل قبر قرار دادند. از اینجا بقیه داستان را از زبان خود این بزرگوار پی می گیریم

نظرات() | نوشته: سینا بسیمی | یکشنبه 4 بهمن 1388 | ادامه مطلب...

 
صفحات دیگر
تعداد كل صفحات:9
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    با سلام خدمت شما بازدید کنندگان عزیز.در این وبلاگ انواع مطالب،تصاویر و برنامه های مذهبی جهت
    استفاده ی شما قرار گرفته است.امیدوارم از این مطالب نهایت بهره را برده باشید.منتظر نظرات،انتقادات
    و پیشنهادات سازنده ی شما هستیم.درضمن لطفا در نظر سنجی شرکت کنید
    با تشکر

نظرسنجی

    به این ویلاگ چه امتیازی میدهید؟





< Html />

    كد عكس تصادفی

    چت روم


    کد شمارش معکوس سال نو

    رتبه سنج گوگل
    onLoad and onUnload Example

توضیحات

No Image No Image